Koocheh: Poem by Fereydoon Moshiri - Music: Darya Dadvar کوچه فریدون مشیری
|
|
Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

|
Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

|
|
|
|
|
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
شب و صحرا وگل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
با تو گفتم حذر از عشق ندانم
حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پيش از تو؟
هرگز نتوانم
اشكي از شاخه فروريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نه گسستم نه رميدم
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو امّا به چه حالي
من از آن كوچه گذشتم |
| |
|
|
|
|